دانلود فیلم Lost in Translation 2003 (گمشده در ترجمه) دوبله فارسی

دانلود رایگان فیلم گمشده در ترجمه 2003

ژانر :
درام عاشقانه کمدی
امتیاز :
7.7/10 95% 89/100
کشور :
ژاپن ایالات متحده آمریکا
زبان :
ژاپنی انگلیسی
سال :
2003
رده سنی :
R
کارگردان :
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

داستان فیلم Lost in Translation 2003 از آن قرار است که باب هریس ستاره پیر سینمای آمریکا است. شارلوت ( با بازی اسکارلت جوهانسون ) هم یک جوان فارغ التحصیل شده از دانشگاه است که به تازگی با جان ازدواج کرده است. جان یک عکاس مشهور است اما شارلوت از آینده زندگی شان چندان امیدوار نیست. طی یک اتفاق شارلوت و باب در توکیو هم دیگر را ملاقات می کنند و …

Two lost souls visiting Tokyo -- the young, neglected wife of a photographer and a washed-up movie star shooting a TV commercial -- find an odd solace and pensive freedom to be real in each other's company, away from their lives in America.

IMDb
7.7/10
95%
m
89/100

خلاصه داستان و اطلاعات فیلم Lost in Translation 2003

داستان فیلم Lost in Translation 2003 از آن قرار است که باب هریس ستاره پیر سینمای آمریکا است. شارلوت ( با بازی اسکارلت جوهانسون ) هم یک جوان فارغ التحصیل شده از دانشگاه است که به تازگی با جان ازدواج کرده است. جان یک عکاس مشهور است اما شارلوت از آینده زندگی شان چندان امیدوار نیست. طی یک اتفاق شارلوت و باب در توکیو هم دیگر را ملاقات می کنند و …
یک ستاره سینمایی و یک نو عروس افسرده که با هم هیچ نسبتی ندارند، یکدیگر را در توکیو می بینند و رابطه‌ای بین شان آغاز می شود.

جهت دانلود فیلم Lost in Translation 2003 (گمشده در ترجمه) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


گمشده در ترجمه جزئیات نوع جستجوی عادی برای ارتباط انسانی است که بسیاری از ما در زندگی خود تجربه می کنیم ، گاهی اوقات جوان ، گاهی پیر یا به دنبال یک واقعه آسیب زا. آن زمان در زندگی ما است که احساس می کنیم بیشترین گمشده را داریم ، و حقیقتاً ، بسیاری از ما نمی خواهیم در مورد چگونگی بهتر شدن وضعیت خود پاسخی ارائه دهیم ، اما فقط می خواهیم کسی سوار شود. ما می خواهیم کسی را پیدا کنیم که با او همدردی کند ، به طور مکرر در آغوش بکشد و بداند که کسی به ما و راه های عادی ما اهمیت می دهد و چنین احساساتی را تلافی می کند.

با این کار ، صوفیا کاپولا می نویسد و کارگردانی می کند فیلمی درباره آن جستجوی ارتباط انسانی و اینکه دقیقاً به چه معناست. ما بلافاصله با باب هریس (بیل موری) ، ستاره قدیمی سینمای آمریکا که برای فیلمبرداری تبلیغات برای ویسکی Suntory به توکیو سفر می کند ، آشنا می شویم. باب خود را در مخلوطی از یک ازدواج مخرب و بدون هیچ دوست صمیمی واقعی یافته است و این در توکیو است که باب هر روز بیشتر و بیشتر در بحران میانسالی فرو می رود. در همین حال ، ما همچنین با شارلوت (اسکارلت جوهانسون) فارغ التحصیل دانشگاهی ملاقات می کنیم که همسرش جان (جیووانی ربیسی) به نفع همه مدل هایی که با آنها کار می کند ، علاقه خود را به او از دست داده است.

بعداً ، باب و شارلوت سرانجام ملاقات می کنند و بلافاصله یکدیگر را از وضعیت ناگوار تشخیص می دهند. آنها وقتهایی پراکنده را با هم می گذرانند ، غالباً صحبت نمی کنند و به سادگی با جملات پراکنده صحبت می کنند و در کنار یکدیگر قرار می گیرند. آنها خیلی نگران مکالمه طولانی نیستند. آنها به سادگی اجازه می دهند سستی و سستی خود در شرایط فعلی روابط خود را ادامه دهد.

با گذشت زمان ، تنش جنسی بین این دو ایجاد می شود ، هر چند هر دو آنها فارغ از میزان متوسط ​​بودن هنوز درگیر روابط هستند. بعلاوه ، هیچ یک از آنها کاملاً مطمئن نیستند که چگونه صمیمیت را با یکدیگر القا کنند. این دو بسیار هماهنگ با موجودات ساکن و افلاطونی هستند. این یکی از معدود درام هایی است که می توانم به یاد بیاورم و اجازه می دهد حضور شخصیت ها بیش از اقدامات آنها را تحویل بگیرد. کاپولا پشت سر می نشیند و با چشمی تیزبین و با احساس خویشتن دارانه نظاره گر نحوه نزدیک شدن باب و شارلوت در طول سفر خود به توکیو است.

علاقه کاپولا به اوضاع باب و شارلوت بیشتر از پیشرفت است. از روابط آنها ، که ایجاد یک کار دشوار در فیلم بدون کار با سبک بیشتر امپرسیونیست است. ضربات قلم موی کاپولا که این داستان را نقاشی می کند کم و بیش کم است ، اما آنها از کمی ساخته شده اند تا ما بتوانیم این شخصیت ها ، احساسات آنها و وضعیت فعلی آنها را تشخیص دهیم. آنها زندگی زنده را به سادگی موجود در آن سوق داده اند ، به ندرت هیجان زده می شوند و به سختی هر نوع رضایت متقابل را پیدا می کنند.

باز هم ، در این شرایط ، شما تنها یک روح دیگر نیاز دارید که همان احساسی را که شما احساس می کنید ، دارید. ، و در این حالت ، این باعث عصبانیت و عدم اطمینان کامل و کامل می شود. این عنوان نمایانگر بسیاری از موارد است و شکاف فرهنگی تجربه باب و شارلوت تنها قسمت کوچکی از آن است. این دو روح در ترجمه زندگی گم شده اند. زندگی ادامه دارد و دو نفر از افرادی که قبلاً فعال بودند و می توانستند با شلوغی کنار بیایند ، اجازه داده اند که همه چیز بگذرد و اجازه دهند غم و اندوه بر زندگی آنها مسلط شود و مه آلوده باقی مانده های آینده را در بر بگیرد. ترجمه از دست رفته در اینجا در حروف نویسه است ، و این گاهی اوقات ترسناک تر از صحبت نکردن به همان زبان جامعه است.

تنها مسئله ای که از این مسئله ناشی می شود این است که این تصور را داریم که کاپولا یا این کار را نمی کند فرهنگ ژاپنی را درک کنید یا به سادگی نمی خواهد ، چه چیزی با وجود کلیشه های ارزان قیمت و شخصیت های ژاپنی کهن الگویی برای بازی در اینجا چیزی جز خندیدن ندارد. کاپولا با ظاهراً بیشترین تلاش خود را آغاز می کند ، خوشبختانه با استفاده از شوخ طبعی ظریف ، اما به صورت پراکنده دو برابر می شود تا یک یا دو ضربه دیگر را پرتاب کند ، که می تواند فیلم را برای مدت کوتاهی از بین ببرد. این به من یادآوری می کند که وقتی یک فیلم هنری واقعاً می خواهد مخاطب را امتحان کند و با مخاطب ارتباط برقرار کند ، وقتی فکر می کند که مخاطب زیادی دارد و همانطور که در اینجا در میان دیگران نشان داده شده ، این اثر نتیجه عکس دارد.

با این حال ، موری و یوهانسون در اینجا شیمی فوق العاده کم کیفیت انجام می دهند. کنایه ظریف و بدبینی کلی موری مورد کم توجهی قرار می گیرد اما در اینجا لازم الاجرا است ، زیرا او از حالت های چهره استفاده می کند که بلندتر از کلمات صحبت می کنند. او به طور کامل نشان می دهد که چگونه می تواند یک حضور کمیک خنده دار و یک حضور جذاب و دراماتیک واقعی باشد و این دو را در یک پروژه ادغام کند ، چیزی جز دامنه و توانایی زیاد از طرف او اثبات نمی کند. یوهانسون ، که در طول مدت فیلمبرداری فقط هجده سال داشت ، دارای رفتار و هاله ای با اعتماد به نفس است که از کسی ده سال بزرگتر از او انتظار می رود. چنین مطالب بلندی ارائه می شود و او وظیفه نداشتن خیلی تئاتری یا آشکار بودن را به خوبی انجام می دهد و این یک اجرا است که هر دو بازیگر را ملزم به اعتماد به زبان بدن و حالات چهره خود می کند. این به هیچ وجه نقش ساده ای برای یوهانسون نبود ، اما او با آن درگیر می شود و به یک نیرو تبدیل می شود. همه چیز از او جدا می شود.

جزئیات از دست رفته در ترجمه زمان دشواری در زندگی یک شخص است و در این روند ، آن را قند نمی کند. فقدان ارتباط انسانی و احساس ناامیدی ، صرف نظر از کوتاه مدت یا بلند مدت ، برای یک فرد ناتوان کننده است و این فیلم برای نشان دادن تکرار ایده من در مورد زندگی ادامه دارد: اگر حداقل یکی نداشتیم از این موارد - یک اشتیاق ، یک رابطه خوب با خانواده ، یا دوستان نزدیک و افراد برای برقراری ارتباط - ما از یک پنجره بیرون می پریم.

بازیگران: بیل موری ، اسکارلت جوهانسون ، جیوانا ربیسی و آنا فارس به کارگردانی: صوفیا کوپولا.

جهت دانلود فیلم Lost in Translation 2003 (گمشده در ترجمه) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


در ابتدا درک اینکه چرا این فیلم بسیار موفق است دشوار است - شاید به این دلیل است که مردم فکر می کنند یک فیلم "معنی دار" دیده اند - فاقد خشونت ، رابطه جنسی است (به غیر از یک مرجع کوتاه ، خارج از صفحه و یک صحنه مختصر دیگر در یک کلوپ نواری) ، قسم خوردن ، و یک طرح کاملاً مشخص ، که به روشی آرام ، کم کلید ، مالیخولیایی و هوس انگیز پیش می رود. بنابراین مطمئناً ، M: I3 نیست ، اما این به طور خودکار باعث نمی شود آن را هنر عالی یا حتی یک فیلم مخصوصاً خوب کند. اغلب اوقات کوپولا به نظر می رسد که اجازه می دهد دوربین در عکسهای شبانه از توکیو به راحتی جارو بکشد ، یا بر روی چهره های جدی یوهانسن و موری متولد شود ، و شاید برخی از موسیقی به اوج خود برسد تا کسی فکر کند که "چیزی معنی دار" دارد. (در واقع ، به نظر می رسد كوپولا برای یك زن كارگردان به طرز شگفت انگیزی از یوهانسن سو admitted استفاده می كند - مدت زمان زیادی صرف می شود كه در آن دوربین او را كه گاهی اوقات تا حدی پوشیده است (هر چند برهنه یا سینه) خیره می شود ، و من خصوصاً از شوت ابتدایی او در پشت ، که به نظر می رسد ارتباط چندانی با بقیه فیلم ندارد ، جدا از ارائه عنوان برای مخاطب ، بسیار ناراحت شدم.) دیالوگ ، که می توانست فیلم را نجات دهد ، اغلب زنده نمی ماند مطابق انتظارات - صحنه اصلی ، که توسط یک بازبینی دیگر ذکر شد ، جایی که موری و یوهانسن کنار هم روی تخت دراز کشیده اند ، و او فکرهایش را درباره زندگی به او می گوید ، کاملاً تأثیرگذار است ، اما در نهایت چیزی از گفتن ندارد اهمیت فراوان ، فقط برخی تعمیمات ملایم درباره زندگی / تجربه ، و ما واقعاً هرگز بینش شخصیت زیادی نداریم. علی رغم این واقعیت که بسیاری از طرفدارانش آن را به خاطر عمیق تر رفتن از بسیاری از فیلم های پرفروش تحسین می کنند ، بسیار دست و پا گیر است و بیش از حد به سطح توجه دارد. در بعضی مواقع احساس می کردم در حال تماشای یک تبلیغ تجاری گسترده هستم ، از نوعی که امروزه به نظر می رسد رایج است - تصاویر بصری اغواکننده با موسیقی مراقبه از بالای صفحه ، که به نوعی با مدیتیشن عصر جدید آرام می گیرد ، اما در نهایت چیز زیادی نمی گوید.

در اینجا خلاصه ای از فیلم آمده است: یوهانسن در توکیو خسته و تنها شده است زیرا شوهرش (یک عکاس) همیشه دور است و فکر می کند او یک آدم دزد است. او مطمئن نیست که پس از گذراندن دوره فلسفه در ییل ، ​​باید با زندگی خود چه کند و در شهر گشت و گذار می کند و بی هدف به دنبال معنی می رود. موری یک ستاره فیلم شسته و رفته است و به مدت یک هفته در ژاپن تبلیغات ویسکی را انجام می دهد. مکالمات تلفنی وی با همسرش رابطه ای به ظاهر گرم را نشان می دهد ، اگرچه با ادامه فیلم مشخص می شود که او دچار بحران میان زندگی شده است. او در میان بچه ها و دام های داخلی پیچیده شده است (در فکس هایی که از قفسه ها و فرش ها می فرستد دیده می شود) ، تقریباً به او نیازی نیست و زندگی برخی از جرقه های خود را از دست داده است. کاملاً قابل پیش بینی ، او سعی می کند با جوهانسن دوباره زنده شود ، هرچند - به لطف خدا - از نظر افلاطونی. (در حقیقت ، این یکی از بهترین جنبه های فیلم بود - در برابر وسوسه تبدیل شدن به یک درام رمانتیک مقاومت می کرد و در عوض نگاه کمی ادراکی به روابط انسانی را به طور کلی امکان پذیر می کرد. احتمالاً جعلی ترین قسمت فیلم مربوط به زمان موری خوابیدن با یک زن دیگر - این احساس ساختگی بود و به نقشه یا جو کمی کمک می کرد.) در پایان ، او مجبور است به خانواده اش برگردد ، یوهانسن مجبور است به جستجوی معنای خود به تنهایی ادامه دهد ، و بزرگترین اقدام عصیانگری موری این است که به همسرش بگوید می خواهد شروع به خوردن غذای ژاپنی کند. مسئله این است که ، آنها به هر حال احساس چنان بی هدفی می کنند که احساس همدردی بیش از حد با آنها دشوار است - آنها ثروتمند هستند ، با دسترسی به امکاناتی که میلیونها نفر در سراسر جهان فقط می توانند رویای آنها را داشته باشند ، و هر دو دارای همسران دوست داشتنی (اگر شاید از راه دور) باشند - می توان ادعا کرد که کاپولا با وجود ثروت و قدرت خود ، خلا the موجود در قلب جامعه مدرن را تجزیه و تحلیل می کند ، اما از آنجا که فیلم بسیار دست نیافتنی است ، هرگز نمی تواند خودش را برای گفتن چیزی احضار کند - هرچند این تصور را می کند که بیننده چیزی معنادار را پشت سر گذاشته است مشکل دیگر رفتار با ژاپنی ها است ، که همانطور که چندین بازبینی دیگر اشاره کرده اند ، به ندرت فراتر از کلیشه های کمیک نسبتاً ارزان می رود - یک تحلیل بسیار قوی تر از عدم درک بین فرهنگ ها و موانع ساخته شده توسط زبان و عرف می تواند انجام شود که می تواند یک لایه کامل از معنای فیلم را اضافه کند ، همانطور که هست ، فقط به آن اشاره می شود (به همان اندازه عنوان).

ایده ها ، مضامین و موضوعات زیادی فقط به آن اشاره شده بود در این فیلم ، که اگر بیشتر توسعه یابد ، می توانست تجربه ای را که خیلی ها فکر می کنند از قبل وجود دارد ، تضمین کند. همانند بسیاری از محصولات هنری معاصر ، من احساس می کنم که مردم سریعاً LIT را ستایش می کنند و آن را فوق العاده می دانند زیرا موضوعات عمیق تری را لمس می کند ، خواه آنها را بطور کامل درک کند یا آنها را به روشی قانع کننده توسعه دهد. آنچه باید واقعاً معیار باشد باید هنری باشد که در واقع توفیق دهد نه تنها ایده هایی فراتر از پوچی جریان اصلی را مطرح کند ، بلکه آنها را حمل کند و باعث شود ، به عنوان مثال ، نگاهی تازه به آشنا داشته باشیم (در مقابل اینکه ما فقط ترک می کنیم سینما و گفتن "چقدر زیبا ، چقدر قابل تأمل ، چه هنری ، باید یک شاهکار باشد").