دانلود سریال Dublin Murders 2019 (قتل های دوبلین) دوبله فارسی

دانلود سریال قتل های دوبلین 2019

ژانر :
درام جنایی
امتیاز :
7.1/10
وضعیت :
Ended
کشور :
بریتانیا
زبان :
انگلیسی
سال :
2019
زمان :
60 دقیقه
زمان پخش قسمت بدی :
22.مهر 1398
تعداد فصل :
1
تعداد قسمت :
8
خلاصه داستان :

سریالی جنایی در اساس رمان‌های «تانا فرنچ».

Two detectives are dispatched to investigate the murder of a young girl on the outskirts of Dublin, but as the case of the missing children intensifies, both are forced to confront the darkness that lies in their past.

IMDb
7.1/10

خلاصه داستان و اطلاعات سریال Dublin Murders 2019

سریالی جنایی در اساس رمان‌های «تانا فرنچ».
این سریال بر اساس رمانی از “تانا فرنچ ” ساخته شده و درباره سری قتل هاdی است که در دوبلین “ایرلند” صورت میگیرد و …
داستان این سریال جنایی و رازآلود از آنجایی شروع می‌شود که جسد یک فرد جوان در جنگل‌های دورافتاده‌ای در حومه دوبلین پیدا می‌شود ، اکنون کارآگاهی به نام راب رایلی به همراه همکارش برای بررسی و حل این پرونده به دوبلین سفر می‌کنند و…

جهت دانلود سریال Dublin Murders 2019 (قتل های دوبلین) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


قتل های دوبلین با پخش از BBC One در انگلیس و ایرلند و Starz در آمریکای شمالی ، مجموعه ای هشت قسمتی است که از دو رمان اول مجموعه جوخه قتل دوبلین Tana French - In the Woods (2007) و The Leneness (2008) اقتباس می کند. و در اینجا بزرگترین مشکل نمایش نهفته است. مجموعه های فرانسوی از نظر شبه آنتولوژیک طراحی شده اند. هر رمان قهرمان اصلی متفاوتی دارد ، و گرچه شخصیت های مشترکی در میان همه داستان ها وجود دارد ، اما هر طرح کاملاً خودمختار است. سارا فلپس در نوشتن قتل های دوبلین تصمیم عجیبی گرفته است که طرح های دو رمان اول را به طور همزمان اتفاق بیاندازد ، و هر مورد کمی به قضیه دیگر خونریزی کند. این حتی از راه دور هم کارساز نیست ، زیرا وقایع The Likeness هرگز مانند چیزی غیر از B-plot نیمه پخته که فقط برای از بین بردن مواد بسیار برتر در A-Pl است ، احساس نمی کنند. این یک تصمیم دیوانه کننده است ، زیرا در جنگل می توانست یک سری فوق العاده پنج یا شش قسمتی بسازد ، اما در عوض ، ما یک هشت قسمت با طول بیش از حد داریم که دارای چربی کاملاً اضافی است. با این وجود ، در اینجا جای ستایش فراوان است. بازیگری ، فیلمبرداری ، طراحی تولید و کارگردانی هنری ، تدوین و کارگردانی و ، هنگام تمرکز بر روی اولین رمان ، بسیاری از نوشته های فلپس ، که به طرز تحسین برانگیزی ذات موضوعی و زبانی روایت 500 صفحه داخلی فرانسه را به تصویر می کشد.

این نمایش در سال 2006 اتفاق می افتد و با کشف جسد کیتی دوولین دوازده ساله ( امی مکن ) در جنگل های اطراف ناکناری ، یک ملک مسکونی (خیالی) در حومه دوبلین. کارآگاهان راب ریلی ( کیلیان اسکات ) و کاسی مادوکس ( سارا گرین ) از (داستانی) ) جوخه قتل دوبلین (DMS) به این پرونده اختصاص داده شده است ، که توجه بسیاری را به خود جلب کرده است ، زیرا بیست و دو سال قبل سه کودک خردسال در همان جنگل ناپدید شدند. یکی از آن کودکان چند ساعت پس از ناپدید شدن پیدا شد و اگرچه او صدمه ای ندید اما پیراهنش را انگار با چنگال پاره کردند و کفش هایش از خون شخص دیگری پر شد. با این حال او قسم می خورد که هیچ خاطره ای از آنچه در جنگل اتفاق افتاده ندارد. آن کودک ، آدام ، با پدر و مادرش ایرلند را ترک کرد و تا آنجا که کسی می داند ، هرگز برنگشت. با این حال ، راب در واقع آدم بالغ است ، پس از سالها گذراندن در انگلستان ، مخفیانه با یک هویت جدید به ایرلند بازگشت ، واقعیتی که فقط کاسی آن را می داند و او قصد دارد از تحقیقات Devlin به عنوان ابزاری برای تحقیق در پرونده 1985 استفاده کند. در همین حال ، رئیس قدیمی او ، بازپرس ارشد ، فرانک مکی ( تام وان-لاولور ) ، با کاسی بسیار محرمانه ای روبرو می شود که با یک قتل بسیار غیرمعمول ضروری است.

از نظر زیبایی ، این نمایش کارهای زیادی را دنبال می کند. تا حدی مشخص ، ژانرها را با موفقیت مخلوط می کند - یک چیز آشکار وجود دارد ، اما همچنین یک انگیزه Chinatown (1974) وجود دارد که این حریص بودن ، توطئه و فساد است ، و یک جریان مبهم مبهم ماورا طبیعی ، اخروی ، برخلاف Twin Peaks (1990) . از نظر ساختار روایی ، اگرچه رویدادهای مجموعه 2006 به ترتیب زمانی ارائه می شوند ، این نمایش از فلاش بک که در جدول زمانی کاملاً پرش می شود ، بسیار استفاده می کند. این که هرگز گیج کننده یا خودسرانه به دست نمی آید ، شاهدی بر ویراستاری است که همیشه ایجاد ارتباط بین زمان حال نمایش و لحظاتی که شخصیت ها به آن چشمک می زنند را تضمین می کند. یک انحراف عمده از این موضوع این است که صحنه آغازین قسمت اول درست در انتهای داستان اتفاق می افتد ، اما این یک راه کاملاً موجه برای شروع است ، به طور خلاصه لحن را تعیین می کند و ما را با بسیاری از درگیری های روانی درون راب آشنا می کند.

از فیلمبرداری نیز گفتنی است ، که دست در دست با طراحی تولید کار می کند تا نشان دهد که همه چیز در Knocknaree به طور کلی و به طور خاص خانه Devlin کاملاً درست نیست. جهان واقعاً احساس می کند در آن زندگی کرده است و مردمی که در اینجا زندگی می کنند همه عجیب و غریب هستند. انگشت گذاشتن دشوار است ، اما تصاویر بسیار عالی کار می کنند تا لحن را کمی خنثی کنند ، گاهی اوقات نشان می دهد که این شخصیت بیش از آنچه که اجازه می دهند می داند ، گاهی اوقات پیشنهاد می کند شخصیت دیگری این کار را انجام دهد. همچنین برخی از جزئیات ظریف و دوست داشتنی وجود دارد ، مانند کفشدوزک که روی صورت کتی خزیده است ، و نشان می دهد که بدن او یک کلونی از مورچه ها را به خود جلب کرده است. بازیگری نیز چشمگیر است. اسکات و گرین شیمی عظیمی دارند ، که بسیار مهم است ، و اگرچه هر دو در ابتدا به عنوان دوست داشتنی ارائه می شوند ، اگر آسیب ببینند ، با ادامه نمایش ، هر دو بازیگر به ما اجازه می دهند که جنبه بسیار تاریکی از شخصیت آنها داشته باشیم ، با روشن شدن هر یک افراد نزدیک به آنها به ویژه به شیوه ای شرورانه. همچنین لیا مک نامارا به عنوان خواهر بزرگتر کیتی ، مو دانفورد به عنوان دوست پسر کاسی ، Conleth Hill به عنوان رئیس acerbic غیر قابل عفوظ و غیر PC PC DMS ؛ و پیتر مک دونالد به عنوان پدر کیتی ، که در مورد او چیزی درست احساس نمی شود.

از نظر موضوعی ، دقیقاً مانند در جنگل ، این نمایش نه به دلیل ماهیت یک ضربه طولانی مدت ، بیشتر به قتل Devlin متمرکز شده است. تقریباً هر شخصیتی به نوعی آسیب می بیند ، اما بیشتر از راب ، که تا حدی واقعاً هرگز در سال 1985 از جنگل خارج نشده است ، آسیب می بیند. این واقعیت که وی از قتل Devlin به عنوان پوشش استفاده می کند ، کاملاً مشهود است. تا به ناپدید شدن دوستان خود بپردازد. نمایش با شروع سوال راب از کاسی آغاز می شود ، "اگر کشته شدگان خوش شانس باشند ، چه می شود؟" و این یک موضوع اصلی در سرتاسر کشور است - چه می شود اگر کسانی که کشته می شوند را می توان آزاد دانست و کسانی که زنده می مانند که برای همیشه در آسیب های خود گرفتار شده اند؟

همه اینها ما را به کشنده ترین نمایش می کشاند نقص. در بالا توجه کنید که تقریباً هر آنچه من گفتم مربوط به پرونده Devlin است / در جنگل به جای عملیات مخفی / شبیه بودن؟ این به این دلیل است که تحقیقات مخفی کاری کم دارد اما تحقیق جالب تر و جذاب تر قتل را از بین می برد و حواس را پرت می کند. فلپس قادر نیست دو طرح را به درستی با هم ترکیب کند ، زیرا شخصیت های پرونده کاسی هرگز حتی به نصف درجه شخصیت های راب رشد نکرده اند. هر بار که ما پرونده مخفی را می گرفتیم ، تمام کاری که می خواستم انجام دهم بازگشت به پرونده قتل بود. این به ویژه هنگامی آشکار می شود که در پایان پرونده مخفی به آشکار بزرگ برسیم و فقط به نوعی در آنجا نشسته باشد. این به همان اندازه "شما" است که می توانید تصور کنید ، و دلیل آن این است که ما هرگز شناختی از این افراد یا روابط آنها با یکدیگر پیدا نکرده ایم ، زیرا کل ماجرا هرگز به غیر از یک فکر بعدی احساس نمی شود. تقسیم املاک و مستغلات نمایش هیچ لطفی ندارند - در رمان ها ، هر مورد با غوطه ور شدن در درون شخصیت اصلی داستان کار می کند ، زیرا داستان به شکلی پیش می رود که با توجه به ذهنیت آن شخصیت رنگ آمیزی شود. قطع مداوم یک طرح برای نشان دادن دیگری ، این غوطه وری را کاملاً می شکند و به نظر می رسد که به معنای وجود یک رابطه ذاتی بین دو طرح است که به سادگی وجود ندارد.

با این وجود ، اگرچه این ممکن است بسیار منفی به نظر برسد ، بیشتر اوقات از نمایش لذت بردم. بسیار خوب عمل شده ، عالی به نظر می رسد و در رابطه با پرونده قتل بسیار خوب نوشته شده است. یک اجرای کوتاهتر که فقط بر روی آن مورد تمرکز می کرد ، بی نهایت ترجیح داده می شد ، اما این چیزی نیست که به دست آوردیم. کاملاً ارزش بررسی دارد ، اما آماده باشید که وقتی این عملیات مخفی زمان زیادی را به خود اختصاص می دهد ناامید شوید.

جهت دانلود سریال Dublin Murders 2019 (قتل های دوبلین) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


یک سریال جالب چون خیلی بیشتر از یک داستان پلیسی است. مطمئناً پلیس که در دوبلین ، ایرلند به ما نشان می دهند ، با شکوه خاصی نیست. دو پلیس اصلی ، راب ریلی و کاسی مادوکس خود را در دو مورد می یابند که از برخی جهات یادآور یک پرونده قدیمی 20 سال قبل است. این ترفند - و ما آن را از همان ابتدا می دانیم - این است که راب ریلی ، در واقع آدام آدام است که در اوایل دهه 1980 یکی از سه بچه بود ، دو نفر از آنها به طور کامل ناپدید شدند ، و نفر سوم به انگلستان نقل مکان کرد و ناپدید شد از صحنه. در همان زمان ، درام آنها وقتی اتفاق افتاد که شاهد بودند یک شب در جنگل سه قلدر به یک دختر تجاوز کردند. اما حدود 20 سال بعد ، پسری که با خانواده و همه چیز در انگلیس ناپدید شده بود ، آدام ، به عنوان راب ریلی بازگشت. آدام به راب ریلی تبدیل شده و خود را مسئول یكی از موارد جدید می داند ، دختری كه در همان جنگل هایی كه صحنه تجاوز به عنف بیست سال قبل با دو دوستش مشاهده كرده بود ، در همان جنگل ترور شد.

دختری کم و بیش ناپدید می شود و در برخی از محراب ها در همان جنگل های اوایل دهه 80 کشته می شود. بعداً ، آنها جسد یک زن جوان معروف به لکسی را پیدا کردند که در برخی ویرانه ها با ضربات چاقو کشته شد. هر دو مورد مدرن حل شده است ، و قاتلان به طور شگفت انگیزی کسانی نیستند که فکرش را می کردیم ، اما برای دانستن آنها باید سریال را تماشا کنید.

جالبتر نحوه نمایش همه چیز در نور مه آلود و تاریک. در اوایل دهه 80 ، سه کودک شاهد یک تجاوز جنسی بودند ، دو نفر درجا یا تقریباً ناپدید شدند و نفر سوم پیدا شد که به یک تنه درخت چسبیده و گریه می کند ، تی شرت او را شکسته و خون است که از او نیست. ما هرگز نخواهیم فهمید که چه اتفاقی برای دو نفر اول افتاده است و ما درباره آدم می دانیم. او را به یک مدرسه شبانه روزی در انگلیس فرستادند و او فقط بیست سال بعد از بزرگسالی به ایرلند بازگشت تا در دوبلین کارآگاه شود ، با این هدف مخفیانه که بفهمد چه اتفاقی برای دو دوستش افتاده است.

آدم به طور سیستماتیک در حالی که کودک بود به عنوان کسی که می خواست با دو دوستش کنار بیاید اما هرگز نتوانست اینگونه به تصویر کشیده شود. ما دقیقاً نمی دانیم که آیا این دو دوست از ناتوانی وی در پیگیری آنها با سرعت مناسب سو so استفاده کرده اند تا بتوانند او را با روشی دوستانه قلدری کنند و یا او می تواند دوست آنها باشد. یا اگر آنها سعی کردند با دلسرد کردن وی با از دست دادن در جنگل ، از شر او خلاص شوند. یا اگر نیت شرورانه تری داشتند. نوجوانان معمولی بسیار جوان که دوستانه با یکدیگر ظلم می کنند. پرونده آدام با تصمیم مادرش برای اعزام او به یک مدرسه شبانه روزی در انگلستان در ساعت 11 یا 12 بدتر می شود ، و او را از خانه ، کشور ، دوستان و غیره جدا می کند.

نکته دوم این است تصویر بسیار گرافیکی سه قلدر: یک نفر در سه قوه یک رئیس است و دو نفر پیروان کم و بیش ضعیفی دارند. در دوران مدرن دختری که ترور می شود ، یکی از دختران قلدر است. او سه دختر دارد ، یک دختر بزرگتر که دلیل ازدواج او بود زیرا در آن زمان سقط جنین در ایرلند غیرممکن بود و ازدواج برای دو بچه ای که در چنین شرایطی قرار داشتند امری طبیعی بود و آنها هم ازدواج کردند. علی رغم این واقعیت که این والدین دو قلو به دست آوردند ، بعداً آنها نتوانستند هیچ عشق دیگری به دختر اول خود بدهند و مادر به وضوح به او گفت که تحت تعقیب نیست. یکی از این دوقلوها یک رقصنده باله امیدوار است و قرار است در پاییز به یک مدرسه رقص در انگلیس نقل مکان کند. مادر هیستریک است و به دلیل گناه خود از کار افتاده است. او نسبت به زندگی خود احساس گناه می کند - که بسیار رقت انگیز است و تغییر آن کمی دیر است - و در مورد فرزندانش ، دختر ارشد که از او متنفر است ، و دوقلوها قادر نیستند ، حتی رقاص ، جبران اجبار و ازدواج ناخوشایند آن. پدر فقط بی روده و مطیع است و کارهای درست و صحیح را انجام می دهد ، که البته کار نادرستی است که در مورد نوجوانان انجام می شود و حتی با دختر بزرگش که جای مادرش را می گیرد و مشکلات مادرش را ایجاد می کند. حتی بدتر.

کشته شدن دختر به یک امر خانوادگی تند و زننده تبدیل می شود که البته در آن یک پسر از خارج داوطلب می شود و سرزنش می کند. قسمت قدیمی راه حلی پیدا نمی کند. ما هرگز نخواهیم فهمید که چه اتفاقی برای این دو پسر گمشده افتاده است و از کجا می توان فهمید که از سه زورگوی بزرگتر ، یک نفر پدر دختر مقتول در دوران مدرن است ، مردی مهربان و رقت انگیز بدون مهره. دومی که سرانجام دریافتند یک ولگرد متروک است که کم و بیش بی خانمان در بیگانگی خود گم شده است ، اما نه کاملا به این دلیل که او یک فرد نادر است که آدم را در نگاه اول در راب ریلی شناخت ، که کنترل خود را کاملا از دست می دهد. سومین فرد ، قلدر اصلی و متجاوز به اوایل دهه 1980 کاملاً ناپدید شده است و ما تصور می کنیم او کسی است که برای از بین بردن شاهدان ، حداقل دو شاهد ، و آسیب دیدگی فرد زنده مانده را به فراموشی کامل رسانده است ( در روانپزشکی به آن PTSS گفته می شود). دو ضعیفی که هنوز در آنجا یافت می شوند ممکن است از ناپدید شدن زورگوی اصلی برای پوشاندن پشت خود استفاده کنند ، اما ما نمی دانیم.

پرونده دوم دوران مدرن ترور لکسی است. آنها با یک عملیات مخفی مخفیانه که به درستی تغییر نکرد ، آنها حقیقت و هویت قاتل را کشف می کنند ، که یک بار دیگر در گروه 5 نفره ضعیف است و با قتل به چهار نفر کاهش می یابد. لکسی از یکی از سه مرد جوان باردار بود ، اما یکی دیگر از آنهاست ، ضعیفی که به دلایلی آنقدر بدحجاب و زودگذر کار بدی انجام داد که نشان می دهد مرد جوان تا حدی که دیوانه بود ضعیف بود و سپس از دست دادن کنترل خود. این بسیار منحرف و در عین حال طبیعی است ، اما در عین حال به عنوان دیدگاهی از جامعه که توسط مجموعه ارائه می شود موج دار است.

کاسی مادوکس در آن عملیات مخفی تقریباً کشته می شود و مجبور است کسی را که او را تهدید می کند بکشد که هیچ جرمی مرتکب نشده است اما او اقتدار (رئیس یا قلدر گروه) این پنج جوان بود و او نمی توانست قبول کند که از کسی مادو س authorityال شود ، پس از اینکه مشخص شد لکسی نیست ، او وانمود کرد ، و او به همین دلیل می توانست جنایتکار شود. نتیجه این است که او مرده است.

در این چشم انداز ، هیچ امیدی وجود ندارد. این جامعه محکوم به دروغ ، کشتار ، زورگویی ، پوشاندن ، تقلید و غیره است ، و این لیست می تواند دو یا سه صفحه از یک اصطلاح نامه ساده با کلماتی باشد که همگی به معنای آن است که حقیقت هرگز گفته یا مجاز به افشای آن نیست.