دانلود فیلم The Revenant 2015 (بازگشته) دوبله فارسی

دانلود رایگان فیلم بازگشته 2015

ژانر :
وسترن درام ماجراجویانه
امتیاز :
8.0/10 78% 76/100
کشور :
کانادا هنگ کنگ تایوان (استان چین) ایالات متحده آمریکا
زبان :
انگلیسی فرانسوی
سال :
2015
رده سنی :
R
خلاصه داستان :
فارسی انگلیسی

داستان فیلم درباره شکارچی پوستی به نام “هیو گلس” (لئوناردو دیکاپریو) است که در حین شکار مورد حمله ی یک خرس قهوه ای قرار گرفته و دو مرد که در این شکار همراه او بودند، وسایلش را دزدیده و او را نیمه جان رها می کنند؛ او جان سالم به در می‌برد و ۳۵۰ مایل را در طبیعت وحشی می پیماید تا از کسانی که به او خیانت کرده اند، انتقام بگیرد.

In the 1820s, a frontiersman, Hugh Glass, sets out on a path of vengeance against those who left him for dead after a bear mauling.

IMDb
8.0/10
78%
m
76/100

خلاصه داستان و اطلاعات فیلم The Revenant 2015

داستان فیلم درباره شکارچی پوستی به نام “هیو گلس” (لئوناردو دیکاپریو) است که در حین شکار مورد حمله ی یک خرس قهوه ای قرار گرفته و دو مرد که در این شکار همراه او بودند، وسایلش را دزدیده و او را نیمه جان رها می کنند؛ او جان سالم به در می‌برد و ۳۵۰ مایل را در طبیعت وحشی می پیماید تا از کسانی که به او خیانت کرده اند، انتقام بگیرد.
لئوناردو دی‌کاپریو در این فیلم نقش هیو گِلس را بازی می‌ کند ، شخصیتی حقیقی که در قرن نوزدهم زندگی می‌ کرد و کارش ماجراجویی در جنگل‌ های آمریکا و شکار حیوانات بود. اما یک روز یک خرس گِریزلی به او حمله می‌ کند و جان فیتزجرالد ، شریک و دوست او که تام هاردی نقشش را ایفا می‌ کند ، به جای این که به او کمک کند از هیو دزدی و او را رها می‌ کند. به همین منظور ، هیو برای گرفتن انتقام خود از شریکش مسافت زیادی را در حیات وحش آمریکا مسافرت می‌ کند تا او را پیدا کند. اما…

جهت دانلود فیلم The Revenant 2015 (بازگشته) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من به تازگی هنگام خواندن "The Harder They Come" ساخته TC Boyles به داستان Glass برخورد کردم و از آنجا که این کتاب علاقه و علاقه من را نسبت به تنظیمات غرب وحشی پیشگام یا واقع گرایانه بیشتر کرد ، مشتاقانه منتظر فیلم جدید بودجه ای بودم که نوید داده شود برای به دست آوردن فضای دوران پیشگامان در یک داستان وحشتناک بقا.

فیلم به اندازه کافی عالی آغاز می شود ، و با یک صحنه نبرد قدرتمند هندی ها و پیشگامان آغاز می شود که دارای عکس های فوق العاده طولانی و اکشن است. برخلاف داستان اصلی که این فیلم بر اساس آن ساخته شده است ، گلس پسر نیمه هندی خود را به همراه می آورد ، لحظاتی پدر / پسر و برخی از تنش ها را با دیگر بچه های سفر خود که علاقه چندانی به وحشی ندارند ایجاد می کند. اندکی پس از آن ، به اوج فیلم رسیدیم - صحنه خرس مشهور ، که با مهارت انجام شده و تماشای واقع گرایی بی رحمانه آن ، دردناک است.

متأسفانه ، از آنجا ، همه در سراشیبی است.

تمام داستان اصلی داستان ، فیتزجرالد و بریجر که شیشه را پشت سر گذاشتند ، با وضعیتی که آب گل می خورد ، آب می گیرد حضور در فیلم - به روشی که در فیلم نشان داده شده است ، واضح است که تنها کاری منطقی بوده است که باید پشت سر بگذاریم ، در حالی که هندی ها در دم راه هستند و احتمال زنده ماندن او صفر است.

فیلم به جای ایجاد یک معضل باورپذیر ، در کلیشه های هالیوود کاملاً برتر است. فیتزجرالد به جای اینکه فقط یک گلس معلول را برای مرده پشت سر بگذارد ، پسر گلاس را می کشد و یک داستان زنده ماندن را به یک تریلر انتقام تبدیل می کند. به ما انواع جنبه های بد شخصیت فیتزجرالد نشان داده شده است تا او را به "آدم بد" تبدیل کنیم تا در آخر بتوانیم گلس او را بکشیم.

در همان زمان ، کل طرف هند - داستانی که آنقدر شجاعانه بود که سرخپوستان را به عنوان یک مهاجم بیرحمانه نشان دهد و به کلیشه "وحشی نجیب" پایبند نباشد ، وقتی مشخص شد که هندی ها فقط بدنبال دختر ربوده شده سردار هستند ، که بعدا فهمیدیم توسط آن فرانسوی مزاحم ، که انواع وسایل کشتار هندی را انجام می دهند ، ربوده شد (در مقابل شکارچیان نجیب ما ، که انسانهای شایسته ای هستند به استثنای خیانتکار فیتزجرالد).

واقعی پس از آن داستان بقا کاملاً از کنترل خارج می شود و چنان سر و صدایی دارد که من را به یاد فیلم های اکشن مانند Die Hard 2 می اندازد ، که ادعا نمی کنند واقع گرا هستند و خود را به اندازه این فیلم جدی نمی گیرند. شیشه ، هنوز در حالتی است که فقط بتواند خزیدن کند ، با پریدن به یک رودخانه یخ زده از سرخپوستان فرار می کند ، از آبشارها به پایین پرتاب می شود ، سوار اسب می شود ، از صخره ای حدود 100 فوت ، و غیره و غیره سقوط می کند. در این مرحله ، داستان بقا نتوانست گریبان من را بگیرد ، زیرا بدیهی است که بر اساس فیزیک و واقع گرایی کتاب های کمیک بود.

هنگامی که گلاس موفق می شود زمانی را برای سفر خود برای زنده ماندن پیدا کند که بتواند برای دوست شدن با یک هندی تنها (که بعداً توسط فرانسوی شیطانی و شیطانی کشته شد ، اما نه قبل از بهبودی شیشه با برخی عرق هندی جادو می کند) ، و حتی برای نجات دختر سردار هندی که به عنوان شی French تجاوز توسط فرانسوی ها زندانی شده بود ، که باز هم خوشبختانه وارد عمل شد تا افراد بد را پر کند.

با وجود همه این فیلم تا پایان می تواند بسیار لذت بخش (و هرگز خسته کننده) باقی بماند ، که به قدری وحشتناک قابل پیش بینی بود که من را به تنگی واداشت.

First Glass با بقیه افراد سفر ملاقات می کند ، برای آنچه که ظاهراً تجربه کرده بسیار سالم به نظر می رسد - دی کاپریو می توانست حداقل برای این فیلم وزن خود را از دست بدهد ، یا در غیر این صورت می توانستند از CGI برای ساخت استفاده کنند او لاغرتر به نظر می رسد

فیتزجرالد از اردوگاه فرار می کند ، و در این راه پول بقیه خدمه را می دزد (آن شخص بد شخص بد!). به هر دلیلی ، حتی اگر هنوز تعداد زیادی مرد دیگر باقی مانده است ، فقط گلس و کاپیتان به عنوان یک گروه دو نفره برای شکار فیتزجرالد به راه افتادند.

وقتی کاپیتان سپس به شیشه برخی چیزهای عجیب و غریب احساسی را گفت همسرش هنگامی که شب هنگام در آتش نشسته اند ، ممکن است به همان اندازه پیراهن قرمز Star-Trek را به تن کرده باشد ، زیرا نمی توان بیش از این آشکار کرد که وی در گلوله مسابقه اجتناب ناپذیر بین گلس و فیتزجرالد.

به طور کاملاً قابل پیش بینی ، دقیقاً همان اتفاقی می افتد. برای بدتر کردن اوضاع ، ما نه تنها پیرمردهای قدیمی "هر دو آنتاگونیست اسلحه خود را از دست می دهند بنابراین به یک مشت مشت تبدیل می شود" کلیشه ارائه می شود ، اما سپس ، به عنوان یک مبارزه قابل پیش بینی ، سعی می کند با بی رحمی آنچه را که در نوآوری ندارد ، جبران کند ، ناگزیر با قهرمان ما شیشه ای که فیتزجرالد را ضرب و شتم می کند و تهدید می کند که گلو را قطع می کند ، به پایان می رسد ، فیتزجرالد به روشی معمول و بدجنس به او می گوید که کشتن او پسرش را برنمی گرداند ، و بنابراین شیشه ای برای کشتن او امتناع می ورزد. شوخی می کنی؟ شما فقط هدف تبدیل یک داستان زنده ماندن به یک سفر انتقام را نابود کردید و آخرین اعتبار معتبر داستان را تاکنون از دست دادید.

اما مطمئناً نمی توانیم اجازه دهیم این آدم بد بدرود و بنابراین قتل واقعی توسط هندی ها انجام می شود ، آنها دقیقاً به موقع می رسند تا فیتزجرالد را تمام کنند و در یک چیز کلیشه ای ساکت و آرام هندل خاموش به گلس خیره شوند. از آنجا که گلس جان دخترش را نجات داد ، سردار هندی از كشتن گلاس خودداری می كند و در عوض بدون تأیید یا كمك به گلس زخمی كه روی زمین افتاده بود و جان دخترش را نجات می داد ، بی سر و صدا سوار می شود. منطقی است.

فیلم با شلیک گلس به هیچ چیز خاموش می شود. حداقل او به دنبال دختر سردار نرفت تا چند بچه نژاد هندی دیگر بسازد و برای همیشه خوشبخت زندگی کند.

جهت دانلود فیلم The Revenant 2015 (بازگشته) با لینک مستقیم رایگان به پایین این صفحه مراجعه فرمایید.


من روزی که نامزد 12 اسکار شدم به دیدن "The Revenant" رفتم که مطمئناً انتظار خوب بودن را دارد - و همینطور هم هست. اما من دیدم که توسط دی کاپریو به عنوان "وسترن خانه حماسی هنر" توصیف شده است و این توصیف خوبی است. به همان روشی که "مرد پرنده" ساخته ایگاریتو (این بار سال گذشته) بدون چون و چرا یک فیلم درخشان اما نه چندان جریان اصلی بود ، بنابراین من فکر می کنم هیاهوی اسکار مخاطبان زیادی را به این فیلم جذب خواهد کرد که ممکن است برای واقعی لذت بردن از آن تلاش کنند. به دلیل چشم انداز ، آب و هوا و انگیزه های شخصیت ها ، تاریک است. همچنین بسیار خشونت آمیز است اما برخلاف "هشت نفرت انگیز" (فیلم دیگری که من این هفته دیدم که بدون وقفه تاریک بود) خشونت بسیار ناپسند ، واقع گرایانه و احشایی است و باعث می شود درام بسیار جذاب تر شود.

دی کاپریو نقش "هیو گلس" را بازی می کند ، یک شخصیت تاریخی که در اوایل دهه 1800 یک افسانه گیر بود و چهره اصلی این نخ مربوط به خرس بود. اگرچه این داستان طی سالهای گذشته دوباره قلاب دوزی شده است ، اما "واقعیت ها" با داستان اصلی فیلم همسو می شوند (یک مقاله خوب "دیلی تلگراف" وجود دارد که این موضوع را به طور خلاصه توضیح می دهد - به لینک در bob-the-movie-man.com مراجعه کنید).

توسط بومیان محلی مورد حمله و تعقیب قرار می گیرد ، مهمانی گلس در حالی که در معرض حمله وحشیانه خرس 500 پوندی گریزلی قرار دارد در سراسر جنگل چشم به راه است. اگرچه ظاهراً زخمی شده است ، اما او فردی بسیار مورد احترام است و توسط رئیسش کاپیتان هنری (دومنال گلیسون) برانکارد می شود. هنری که قادر به ادامه کار نیست ، هزینه ای را پرداخت می کند که مزدور جان فیتزجرالد (تام هاردی) به همراه پسر نیمه پاونی هوک و دوست بریجر (ویل پولتر) در کنار او بمانند تا در آرامش بمیرند. به طور قابل پیش بینی نمی توان به فیتزجرالد اعتماد کرد و گلس در یک قبر کم عمق رها شد. اگر این کافی نباشد ، به دلایل دیگری که ما در آن بحث نخواهیم کرد ، شیشه تمایل کمتری به نگه داشتن رقیب خود در لیست کارتهای کریسمس خود دارد. بدین ترتیب یک فیلم انتقام کلاسیک با گلاس مصمم است که زنده بماند تا بتواند انتقام را با وجود اختلافات زیادی که علیه او به وجود آمده است ، تصویب کند.

مطمئناً این سال دی کاپریو برای اسکار دست نیافتنی اش است ، زیرا او به طور فلج کننده ای تبدیل می شود عملکرد دردناک واضح است که درد و رنج روی صفحه نمایش همه بازیگر نیست - با توجه به شرایط غیر مهمان نوازی که گروه در حال فیلمبرداری بودند (در کانادا و آرژانتین) نمی تواند چنین باشد. بعنوان مثال او مجبور شد جگر بیسن خام بخورد و همچنین از هان بسیار بحث شده رنج ببرد "فکر کردم بوی بد آنها از بیرون" لحظه انفرادی. دی کاپریو علی رغم اینکه خطوط کمی برای تحویل دارد ، 90٪ اوقات روی صفحه است و این یک اجرای شجاعانه است.

تام هاردی - نامزد اسکار نیز - به عنوان شرور این قطعه چشمگیر است. ، اگرچه در بیشتر اوقات خطوط وی ممکن بود به خوبی از طریق ماسک Bain به معنایی که ایجاد می کردند ، منتقل شده باشد. او یک آدم شیاد و بی ادب است.

عملکرد دومنال گلیسون نیز جذاب است و به فیلمی که در "8 نفرت انگیز" خیلی کم بود ، درجه ای از خوبی و دلسوزی را اضافه می کند. (مطمئناً امسال گلیسون با بن ویشاو درگیر شلوغ ترین حضورهای جریان اصلی فیلم پس از این "Ex Machina" ، "بروکلین" و "جنگ ستارگان" است). سرانجام ویل پولتر فرصتی برای درخشش در یک فیلم دراماتیک جریان اصلی درجه A پیدا می کند و او به خوبی و واقعاً آن درجه را می سازد.

از الخاندرو جی ایگاریتو کارگردان باید بخاطر فرار از استفاده از صفحه های سبز تقدیر کرد ، اصرار بر اجرای زنده و در نور طبیعی برای بوت شدن. از لحاظ سبک فیلم (و در واقع از نظر داستان) فیلم با سکانس های رویایی م effectiveثر و ساخته شده هنری خود ، شباهت های زیادی با "گلادیاتور" دارد. اما فیلم بدون جلوه های ویژه نیست ، و اینها خارق العاده هستند ، که به طرز باورنکردنی در صحنه حمله بی وقفه و طاقت فرسای خرس تحویل داده می شوند: ترکیبی بی نظیر از کارهای حیوانات زنده و جلوه هایی که آن را به طرز وحشتناکی باورپذیر می کند.

آنجا همچنین برخی از کارهای خارق العاده دوربین (توسط امانوئل لوبزکی) از "چگونه جهنم آنها این تنوع را انجام دادند" است. با یادآوری کار او در "مرد مرغی" انجام عکس های ردیابی منفرد از افرادی که در ساختمان ها قدم می زنند چالش برانگیز است. انجام همین عکسهای ردیابی در حین صحنه نبرد کاملاً خارق العاده است. در طول یک صحنه در این سکانس دلخراش در ابتدای فیلم ، دوربین روی زمین است و در حال فیلمبرداری از یک بومی است که به سمت قربانی در حال پریدن است ، سپس دوربین در حالی که سوارکار را دور می کند در حال فیلمبرداری یکپارچه است. حیرت انگیز.

تنها منطقه ای که واقعاً برای آن اهمیت قائل نبودم ، موسیقی کارستن نیکولای و ریویچی ساکاموتو بود. ترکیبی از رشته های هواپیمای بدون سرنشین و (بعداً) برخی عناصر ناخوشایند "به سبک لیگتی" ، به نوبه خود سرزده ، غریب و آزار دهنده بود. موسیقی برای تنظیم روحیه باید تا حد زیادی در پس زمینه بماند. این اتفاق نیفتاد.

به طور کلی ، این یک فیلم استادانه است ، اما یک شعار است و یک فیلم خوب برای تماشای آن نیست. این خشونت همچنین دارای خشونت قابل توجهی است که ممکن است مناسب همه بینندگان نباشد ، به ویژه تقابل آخر یکی از مهمترین صحنه های جنگی است که طی سالهای گذشته دیده ام.

اتفاقاً (باید نگاه می کردم بالا) تعریف "Reveant" این است: 2. شخصی که بعد از مرگ به عنوان روح بازمی گردد. شبح.

اکنون شما هم می دانید - این اعلامیه خدمات عمومی که توسط فیلمهای One Mann برای شما آورده شده است! (لطفاً از نسخه گرافیکی این بررسی در http://bob-the-movie-man.com دیدن فرمایید. با تشکر.)